تبليغاتX
glitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter text glitter textglitter text glitter textglitter text glitter textglitter textglitter textglitter text

عاشقانه
آن روز که گفتی میروی من فقط به تونگاه کردم ولی دردل گریه کردم و گفتم به خدا میسپارمت
             

 

 

 

 

رفتيُ خاطره های تو نشسته تو خيالم
بی تو من اسير دست آرزوهای محالم
ياد من نبودی اما، من به ياد تو شکستم
غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم
ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم
بی تو وُ عطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم

همترانه! ياد من باش
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش

اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد
ميشه از چشم تو پرسيد، راه کهکشون ِ نورو
ميشه با دشت تو فهميد، معنی پل عبورو
اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش
تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش

همترانه! ياد من باش
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش یاد من باش




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 23:50 توسط ..:: نیما ::..

 

  هيلدا عاشقانه دوستت دارم زندگی مال تو، مرگ مال منهيلدا عاشقانه دوستت دارم

 

  هيلدا عاشقانه دوستت دارم راحتی مال تو، رنج مال منهيلدا عاشقانه دوستت دارم

 

  هيلدا عاشقانه دوستت دارمشادی مال تو، غم مال منهيلدا عاشقانه دوستت دارم

 

  هيلدا عاشقانه دوستت دارم همه چیز مال تو هيلدا عاشقانه دوستت دارم

 

   هيلدا عاشقانه دوستت دارمولی تو مال من هيلدا عاشقانه دوستت دارم 

      

 

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 23:47 توسط ..:: نیما ::..

           

زنده ام چونکه در کنارمی،

هستم چون که تو عشقمی و خوشحالم زیرا تو خندانی…
 
می میرم زمانی که  می روی،

 نابود میشوم زمانی که  از من دور می شوی
 
گریانم زمانی که  غمیگینی ای عشق من …!

پس بمان در کنار من برای همیشه و تا ابد ،
 
با من زندگی کن ، با عشقم ، نه با خاطراتم!
 
بمان و این زندگی را برایم غمگین تر ،

 و این دنیای بی محبت را برایم جهنم نکن!
 
بمان در این قلبی که مدتها انتظار میکشید

 تا چنیی عشقی نصیبش شود…
 
اینک که تو آمدی و در قلبم نشستی

 بیا و تا ابد عشق من و قلبم باش…!
 
اسمت امواج سهمگین دریای دلم را آرام میکند…

 اسمت چشمهای مرابهانه گیر می کند، مرا امید وار و آرام میکند ،
 
چشمه غرور را در وجود من جاری میکند…!
 
غرور عشق ، و غرور به خاطر دوست داشتن بیش از حد!
 
معنای عشق را بیشتر از معنای واقعی خودش برایم معنا کردی

 و بیشتر از آنچه
 
 تصور می کردم مرا دوست میداری!
 
اینک که مرا با این عشق و دوست داشتن خودت شرمنده کرده ای 

من میخواهم 
 
تو را بالاتر از تو  که مرا دوست داری ،

 دوست داشته باشم، ای عشق من !
 
پس با غرور هر چه تمام تر و با احساس دوست داشتن

 بیش از حد و از ته دل
 
از تمام وجودم ،

 همجو رعد و برق آسمان در این دشت عشق در میان این
 
همه عاشقان و در برابر خدای عاشقان با چشمهای گریان ،

با صداقت و یکرنگی و یکدلی
 
و احساس آرامش عشق و ذکر نام مقدس تو  ، و شرمندگی ،

 فریاد میزنم :
 
خیلی دوستت دارم          خیلی دوستت دارم

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 21:16 توسط ..:: نیما ::..

 

 

به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نيستم

مرا تنها گذاشت و رفت .......

به احساس گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم

 مراتنها گذاشت و رفت ......

به وفا گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم

اونم  من رو تنها گذاشت و رفت......      

به تنهايي گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم ،

 ماند و همدم و مونسم شد.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 12:42 توسط ..:: نیما ::..

 

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،ازعشق

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

عشقت




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 1:20 توسط ..:: نیما ::..

 

در غربت مزار خودم گريه ام گرفت

از زخم ريشه دار خودم گريه ام گرفت

وقتي که پرده پرده دلم را نواختم

از ناله ي سه تار خودم گريه ام گرفت
 
پاييز مي وزد و تو لبخند مي زني
 
ما من از بهار خودم گريه ام گرفت
 
يک تکه آفتاب برايم بياوريد!
 
از آسمان تار خودم گريه ام گرفت




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:28 توسط ..:: نیما ::..