تبليغاتX
glitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter text glitter textglitter text glitter textglitter text glitter textglitter textglitter textglitter text

عاشقانه
آن روز که گفتی میروی من فقط به تونگاه کردم ولی دردل گریه کردم و گفتم به خدا میسپارمت

   

نمی خواهم به جز من دوستدار ديگری باشی
برای لحظه ای حتی به فکر ديگری باشی


نمی خواهم صفای خنده ات را ديگری بيند
نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشيند

 

 

نمی خواهم کسی نقش چهره ات در خاطرش ماند
نمی خواهم نگاهی درنگاه تو در آميزد

 


نمی خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستی
نمی خواهم کسی يارت شود در ره مستی

 


نمی خواهم به جز من يار کسی باشی
گل نازم!نمی خواهم خاروخسی باشی

 

 

نمی خواهم کسی با يار من سخن گويد
اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد
 

نمی خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم
مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گويد
 
 
جز تو هرگز با کسی از عشق از فردا نخواهم گفت
 
 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:30 توسط ..:: نیما ::..

ImageImageImageImageImageImageImageImageImageImageImageImageImageImage

آن شب گفتي كه مي روي

من گريه كردم و گفتم: به خدا مي سپارمت

گفتي: بروم؟

ديدم كه در نگاه تو ترديد موج مي زند

آرام گفتم: برو

وقتي كه خواستي بروي گفتم: برو ولي زود برگرد!

گفتي: چرا؟

گفتم: تو ميروي كه دوباره برگردي

اما زودتر بيا كه چشمم به در است........




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 22:3 توسط ..:: نیما ::..

عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم كلي پريشونت شدم

اما   بازم  نيومدي

 قهوه فنجونت شدم شمع تو شمعدونت شدم خاك تو گلدونت شدم

اما   بازم  نيومدي

برف زمستونت شدم رسوا و حيرونت شدم چكچك ناودونت شدم

اما   بازم  نيومدي

آفتاب و بارونت شدم اشكاي غلتونت شدم عطر گلا بدونت شدم

اما   بازم  نيومدي

ماه تو ايوونت شدم خراب و و يرونت شدم گل گلستونت شدم

اما   بازم  نيومدي

سه ماه تابستونت شدم الوند و كارونت شدم دشتاي ايرونت شدم

اما   بازم  نيومدي

دنا و حامونت شدم نزديك ترازجونت شدم رگت شدم خونت شدم

اما   بازم  نيومدي

خادم و دربونت شدم اسير زندونت شدم گلاب كاشونت شدم

اما   بازم  نيومدي

يه جوري مديونت شدم سنگ خيابونت شدم راهي ميدونت شدم

اما   بازم  نيومدي

تو سختي آسونت شدم تو دردا درمونت شدم ناجي پنهونت شدم

اما   بازم  نيومدي

لباس و سامونت شدم سارق ايمونت شدم چشماي گريونت شدم

اما   بازم  نيومدي

لبا هاي  خندونت شدم  گشنه شدي نونت شدم  آ ب  فراوونت شدم

اما   بازم  نيومدي

 هميشه ممنونت  شدم  من  ني چوپونت  شدم  آب تو  بيابونت شدم

اما   بازم  نيومدي